السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : ثبوت )
17
الإسلام يقود الحياة ( سرچشمه هاى قدرت در حكومت اسلامى ) ( فارسى )
حالى كه مىتواند در فضاى باز و پرهدايتى - كه حكومت اسلامى مى آفريند - جائى بيابد كه رشد كند و امتداد بيابد و تاريخ اسلام - در تجربه يگانه خود - بزرگترين گواه بر اين امر است زيرا اسلام آزادى و شرافت انسان را به او برگردانيد و توانست براى پرورش و آفرينندگى هر انسان - با صرف نظر از رگ و ريشه و گذشتگان و پايگاه و دارائى او - فضاى مناسبى آماده نمايد . تا گروه بسيارى از آن كسان كه - در اجتماعات جاهلى پيش از اسلام - برده يا برده مانند بودند توانستند از رهبران شايسته بشريت و از نابغه هاى آفرينشگر آن در صحنه هاى گوناگون زندگى ( فكرى ، سياسى نظامى ) گردند . زيرا در حكومت اسلامى هيچ عاملى پرورش شايسته فرد را محدود نمى نمايد مگر تواتائى ها و امكانات ويژه خود او . اميرمؤمنان على - كه درود و آفرين بر او باد - به استاندار خود در مصر مى نويسد : سپس كارى را كه هر يك از مردم انجام داده و رنجى كه برده بشناس و كار و رنج هيچ كس را به ديگرى نسبت مده و چون كار را به انجام رساند در پاداش دادن به او كوتاهى مكن و مبادا بزرگى كسى تو را بر آن دارد كه كار و رنج ناچيزش را بزرگ انگارى يا خردى كسى انگيزه شود كه رنج و كار بزرگ او را كوچك بشمارى . از مفاهيم سياسى حكومت اسلامى وضعيت عينى اى است كه فرمانروا و فرمانروايان براى زندگى در حكومت اسلامى برمى گزينند زيرا ايشان - در زندگى ويژه خود - همچون شهروندان معمولى به سر مى برند . در رفتار با مردم خانه هائى كه در آن